www.pendar.eu

bollywood
 
الرئيسيةالرئيسية  PortalPortal  مكتبة الصورمكتبة الصور  پرسشهاي متداولپرسشهاي متداول  جستجوجستجو  ليست اعضاليست اعضا  گروههاي کاربرانگروههاي کاربران  ثبت نامثبت نام  ورود  

شاطر | 
 

 هرگز نگو خداحافظ (Kabhi Alvida Naa Kehna)

اذهب الى الأسفل 
نويسندهپيام
Admin
Admin


تعداد پستها : 133
تاريخ التسجيل : 2008-08-11

پستعنوان: هرگز نگو خداحافظ (Kabhi Alvida Naa Kehna)   الثلاثاء سبتمبر 09, 2008 3:28 am

شاهرخ خان



رانی موکرجی



آبیشک باچان







ارجون رامپال








خلاصه ی فیلم:


دیو و ریما چند سالی است که با هم زندگی می کنند و فرزندی به نام آرجون دارند. ریشی و مایا نیز چهارسال است که ازدواج کرده اند اما فرزندی ندارند!

وقتی به رابطه ی این دو زوج ازبیرون می نگریم، از ریما چهره ی موفق زنی را میبینیم که در زندگی خانادگی خود به قدر کافی به همسر و فرزند خود عشق می ورزد و در زندگی اجتماعی و شغلیش نیز فردی موفق است. او از زندگی خود راضی است و گمان می کند که همسرش، دیو نیز چنین احساسی دارد. اما در مقابل، دیو که تا چند سال پیش یک فوتبالیست موفق بوده به دلیل تصادفی که می کند دیگر قادر به ادامه ی حرفه ی خود نیست و بنابراین در سِمَت مربی گری کار می کند که بی شک کاری ارضا کننده ای هم نیست! این عامل باعث نارضایتی او از خودش و در نهایت، زندگیش است. خلا از همینجا آغاز می شود، خلایی که منشا بیرونی ندارد، بلکه خاستگاهی درونی دارد، فقدانی در وجود خود دیو و نه در عشقی که همسرش به او می بخشد.

درباره ی مایا نیز همین مساله صادق است و اینکه بچه دار نمی شود او را بسیا آزار می دهد. شیوه ی زندگی همسرش را نیز نی پسندد چرا که ریشی برخلاف او اهل میهمانی و رقص است و این با شخصیت درون گرا و آرام مایا هیچ سنخیتی ندارد! با آنکه ریی شدیدا عاشق اوست، اما او نمی تواند ریشی را آنگونه دوست بدارد، چرا که او همان کسی نیست که مورد علاقه ی اوست و این اشاره به همان جمله ای دارد که از شاهرخ خان درباب این فیلم می شنویم: «تنها عشق نمی تواند یک زندگی مشترک را حفظ کند!»

در چنین موقعیتی دیو و مایا پس از چندین سال دوباره با هم روبرو می شوند. هردو سرخورده و ناخرسند از زندگی زناشویی شان! بی شک مجاورت چنین دو انسانی می تواند زمینه ساز یک رابطه ی عاشقانه باشد، چرا که احساس کمبودی که در خود احساس می کنند آنها را به یک حس مشترک می رساند. حال باید پرسید که آیا ایندو که حاضر هستند زندگی زناشویی خود را فدا کرده و از همسران خود جدا شوتد، با هم خوشبخت خواهند شد؟درحقیقت فیلم با طرح این پرسش به پایان می رسد.





فرهنگ های مختلف=جریان های فکری متفاوت:

در برخورد با فیلم هایی به این شکل ما معمولا با دو نوع برخورد از سوی تماشاگران مواجه هستیم که ناشی از دو نوع فرهنگ متفاوت و گاه متضاد است: فرهنگ شرقی و فرهنگ غربی.

بی شک واکنش تماشاگران کشور هندوستان و یا سرزمین خودمان ایران، بسیار متفاوت از برداشت آن تماشاگری است که در یک کشور آمریکایی و یا اروپایی به سر می برد. تفکر شرق معمولا برچنین روابطی نام «خیانت» را می نهد، متاسفانه درچنین فرهنگی حفظ یک زندگی ولو به هرقیمتی که شده، مهم تراز خوشبختی دوطرف است! در حالی که در فرهنگ غرب طرح اینگونه مسایل برای بازکردن یک معضل واقعی و کشف چرایی آن قلمداد می گردد. شاید بیننده ی شرقی با خود بیندیشد که دیو و مایا تنها از روی هوس یکدیگر را دوست دارند وگرنه چه دلیل می تواند وجود داشته باشد که با آنهمه عشقی که از همسران خود می گیرند، درگیر رابطه ای دیگر باشند؟! اما به عقیده ی من خوشبختی در یک زندگی مشترک امری دوطرفه است و نه یک طرفه! البته این سخن به معنای دفاع از عملکرد دیو و مایا نیست، همانگونه که «کارن جوهر» نیز قصه را ناتمام رها می کند تا نتیجه گیری را برعهده ی خود تماشاگر بگذارد! اما گذشته از خط کشی های فرهنگی، اگر از دیدگاهی انسان گرا به این مساله نگاه کنیم، باید بپذیریم که انسان هایی که درگیر روابط زناشویی هستند، به دشواری می توانند در رابطه ی تازه ای وارد شوند، چراکه چه از لحاظ روحی و چه جسمی فشارهای بسیاری را متحمل خواهند شد. زیرا از سویی باید خانواده ی خود را حفظ کنند، چراکه به هرشکل، «خانواده، خانواده است!» و از سوی دیگر باید در رابطه ی تازه شان به درستی عمل نمایند!



تحلیل فیلم:

ابتدا از دیو شروع کنیم. دیو عشقی را که در زندگی زناشویی نیافته، در فوتبال جستجو می کند، اما آن را نیز به خاطر تصادفی که می کند، از دست می دهد و در حقیقت حس «برنده بودن» را هم از دست می دهد. پس از آن سعی می کند این حس از دست رفته ی پیروزی را در پسر کوچکش،آرجون درونی سازد، اما پسرک او هیچ استعدادی در فوتبال ندارد و کودکی فاقد اعتماد به نفس است که مدام از سوی پدرش تحقیر و سرزنش می شود.این مساله نیز سومین شکست در زندگی دیو محسوب می شود.

مایا دختر نگرانی است که از همان لحظه ی نخست روز ازدواج شک و تردید و ترس را در چهره اش می بینیم از دیو که مردی متاهل است می پرسد که در یک زندگی مشترک چگونه می توان عاشق ماند و دیو که خود بازنده ی چنین بازی است پاسخی برای مایا ندارد جز آنکه بگوید: « زندگی، جواب تو را خواهد داد!»

ریما زنی شاد و سرزنده و پرتحرک است که تصمیم گرفته در زندگی اجتماعی نیز فعال باشد و این چندان دیو سرخورده را خوشنود نمی کند و بنابراین از کارپیدا کردن همسرش نیز چندان خوشحال نمی شود.

ریشی نیز چون ریما پسری فعال، عاشق میهمانی و رقص است، اما وفادار به همسرش، با اینحال زندگیش از هیجان خالی است چراکه مایا نمی تواند پا به پای او حرکت کند!

هیچیک از دو زوج (دیو - ریما) و (ریشی- مایا)، احساس خوشبختی حقیقی را ندارند چراکه تضادهای میان آنها بیشتر از شباهت های آنهاست!

با چنین شرایطی زمانی که دیو پس از چند سال با مایا روبرو می شود، آن شک قدیمی را دوباره در مایا زنده می کند. آنجا که از او می پرسد:«آیا تو خوشبختی؟» و مایا سکوت می کند!

به تدریج رفت و آمدهای دو زوج ادامه می یابد. در این میان ریما و ریشی بارها سعی می کنند تا دیو و مایا را به دنیای خود وارد کنند، اما این ممکن نیست! از آن سو، دیو و مایا نیز برای بهبود رابطه شان با همسرانشان تلاش می کنند، اما آنها نیز به نتیجه ای نمی رسند!

اما یکی از نقاط ضعف فیلم به نظر من، پرداخت شخصیت پدر ریشی است. آخر چطور ممکن است پیرمردی که هنوز در پی رابطه با دختران جوان است، شایستگی پند دادن به ریشی و مایا را داشته باشد؟!

از سویی دیگر برخی از صحنه های کمیک فیلم چندان بجا نیستند، بویژه صحنه ی بیمارستان و بستری کردن دیو!

اما باید به کسی چون «کارن جوهر» تبریک گفت که شجاعت ساحتن چنین فیلمی را داشته، آنهم با آگاهی از این مساله که ممکن است با انتقادات به شدت منفی از سویی منتقدای مواجه شود!! پس از او مثل همیشه نمی توان از بازی درخشان «شاهرخ خان» نگفت! این بهترین و واقعی ترین نقش منفی بود که تاکنون از او دیده ام! بازیگری که نمی خواهد تکراری شود! بازی های رانی موکرجی، آبیشک باچان و پریتی زینتا نیز بسیار خوب است و آرجون که در چند قسمت کوتاه از فیلم حضور دارد بازی قابل قبولی ارایه داده است. ترانه های فیلم بسیار بی نظیر است بویژه که بیشترشان ترانه هایی لایت و ملایم هستند! خلاصه آنکه امسال بدن شک این فیلم جوایزی را نصیب خود خواهد کرد وگرنه باید به حسن انتخاب داوران جشنواره های هند شک کرد!
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://pendar.fairtopic.com
 
هرگز نگو خداحافظ (Kabhi Alvida Naa Kehna)
بازگشت به بالاي صفحه 
صفحه 1 از 1

صلاحيات هذا المنتدى:شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
www.pendar.eu :: بالیود؛ فیلم و موسیقي :: فیلمهای بالیود (اونلاین)-
پرش به: